بازاریابی احساسی چیست؟

در این مقاله سعی داریم به شرح مفهوم بازاریابی احساسی در هر یک از کسب و کار ها بپردازیم و همچنین ۵ دلیل اصلی در خرید احساسی مردم را به شما معرفی کنیم که اهمیت بسیاری بالایی دارد و همیشه میتوانید روی آن حساب کنید پس تا انتها با من همراه باشید.

هنگامی که شما محرک های احساسی بازاریابی که باعث خرید می شوند را بشناسید، بی شک می توانید فروش بیشتری داشته و مشتریان مشتاق بیشتری را پیدا کنید. که در میان کاربران شما و مشتریان شما بسیار هستند با تسلط بر تکنیک های بازاریابی احساسی براحتی می توانید فروش خود را افزایش دهید.

دوستان عزیز مورد مهمی که باید توجه داشته باشید این است که اگر فکر کنید مردم آنچه نیاز دارند را حتما می خرند، سخت در اشتباه هستید! اما چرا؟ زیرا دوستان مردم آنچه را دوست دارند می خرند نه و انچه را نیاز دارند.نیازها با منطق هدایت می شوند در حالیکه خواسته ها بر اساس احساسات هدایت می شوند. در واقع ما آنچه را که می خواهیم می خریم و نه آن چه میخریم میخواهیم.

اغلب ما فکر می‌کنیم تصمیمات ما برای خرید کالاها متأثر از منطق ما است، اما در حقیقت، در بسیاری از مواقع، این احساسات هستند که بر تصمیمات ما اثر می‌گذارند. شاید بتوان گفت میزان محبوبیت یک برند خاص، حاصلِ وقت و هزینه‌ای است که آن برند صرف تبلیغات خود کرده است تا بر احساسات مشتریان اثر بگذارد. بازاریاب‌ها و طراحان تبلیغات به خوبی این حقیقت را دریافته‌اند و از آن به عنوان یک استراتژی برای ارتباط برقرار کردن با مشتریان و جذب آنها استفاده می‌کنند.

بازاریاب‌ها روانشناس نیستند، اما برای برانگیخته کردن احساسات مشتریان در سبک بازاریابی احساسی از تکنیک‌های روانشناسی استفاده می‌کنند.یکی از موارد موجود در بازاریابی احساسی همین اتفاقی است که در مبحث بازاریابی هم اکنون در حال رخ داد است ، این روزها هر چه محتوای تبلیغات احساسی‌تر باشد، احتمال جذب مشتریان بیشتر می‌شود. باید پذیرفت که امروزه، دیگر فروش یک محصول کافی نیست و باید تجربه‌ی استفاده از محصول، آن را از باقی محصولات متمایز کند تا مشتریان وفادار بمانند. برای معرفیِ درستِ این تجربه به مشتریان باید توانایی برانگیختن احساسات درست را در زمان درست داشته باشید.

با گفته های من موافق نیستید و یا باور نمی کنید؟

چند مثال از علل وجود بازاریابی احساسی

خب بیایید با یک مثال این مورد را بررسی کنیم دوستان عزیز چه کسی به ماشین شاسی بلند لوکس نیاز دارد؟ یک نوجوان واقعاً چه نیازی به یک تلفن همراه ۲/۵ میلیون تومانی و یا شلوار جین ۲۰۰ هزار تومانی دارد؟ یا مثلا چرا ترجیح بر این است که گوشی که خریداری می شود از محصولات اپل باشد؟ آیا نیاز این افراد با خرید دستگاهی به مراتب کم قیمت تر برآورده نمی شود؟ چه کسی به محصول شما نیاز دارد؟

دوستان عزیز مهمترین نکته ای که وجود دارد این است که مردم محصولات شما را می خرند چون می خواهند آن را داشته باشند. هر روز ما چیزهایی می خریم که دوست داریم آنها را داشته باشیم تا چیزهایی که واقعاً نیاز داریم ، پس اینکه کاربر یا مردم عادی احساس نیاز نسبت به چه کالایی دارند اهمیت چندانی ندارد و مهمترین موضوع ای است که میل به چه چیزی دارند و احساسات آنها در این زمینه چه تصمیم می گیرد.

بازاریابی احساسی

پس به یاد داشته باشید که اصلی ترین موضوع این است که به اشتباه، بازار خود را برای کسانی که نیازمند محصول شما هستند طرح ریزی نکنید گرچه نباید نسبت به این موضوع هم بی اهمیت بود ولی بهترین بازار هدف برای شما افرادی هستند که محصول شما را می خواهند، حال ممکن است به آن نیاز هم داشته باشند یا نداشته باشند که این تا زمانی که محصول شما را بخواهند و ممکن است آن را بخرند اصلا اهمیتی ندارد.

آنچه که خودتان به تازگی خریداری کرده اید را در نظر بگیرید،به احتمال زیاد شما آنرا لازم نداشتید، اما دوست داشتید که آن را داشته باشید که این صد در صدی است.

دوستان عزیز مورد دیگری که برای مثال می توان گفت مقوله عضویت در باشگاه هاست ، چه کسانی به یک باشگاه تناسب اندام می پیوندند؟ هر کس که نیاز به تناسب دارد به ویژه کسانی که دارای اندامی متناسب نیستند. درست است؟ اما در بازدید از یک باشگاه تناسب اندام چه چیزی می بینید؟ افراد متناسب که می خواهند متناسب تر باشند در حالی که کاملا متناسب هستند . چه کسی پول خود را برای آینده سرمایه گذاری می کند؟ کسانی که می خواهند برای آینده سرمایه گذاری کنند نه آنها که نیاز دارند برای آینده سرمایه گذاری کنند.

مثالی دیگر و زیباتر از قبلی ها از علل وجود بازاریابی احساسی : در پایان یک روز سخت ممکن است احساس کنید که به یک لیوان نوشیدنی خنک،و یا حتی یک قهوه یا چای نیاز دارید . دوستان عزیز مطمئن باشید اینطور نیست و حس شما نیاز به این دو نیست و واقعیت این است که شما آن را می خواهید. همه ما برای زنده ماندن به خوردن و نوشیدن نیاز داریم و می توانیم این نیاز را حتی با یک تکه نان و یک لیوان آب هم رفع کنیم اما هیچ کس نیاز به یک استیک، پیتزای مخصوص بزرگ یا کیک کاکائویی ندارد. ما آنها را می خوریم چون آنها را دوست داریم و نه اینکه به آن کیک شکلاتی نیاز داشته باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *